مدیریت به چه معنا است؟
مدیریت توسط سرشناسان عرصة مدیریت بهگونههای متفاوتی تعریف شده است اما میتوان
مدیریت را در یک تعریف کلّی و جامع، به کارگیری علم و هنر در کنار یکدیگر برای رسیدن به یک هدف واحد دانست.
یعنی مدیریتی را میتوان کامل دانست که در کنار علم، از هنر نیز بهره ببرد. یک مدیر خوب و کارآمد شخصی خواهد بود که بتواند در هر شرایطی و با وجود تمام سختیهای کار اصلی خویش یعنی مدیریت زیردستان و کارکنان را به نحوهاحسن انجام دهد.
در تعریف مدیریت آماده است که مدیریت یعنی فعالیتی که دارای هدفی خاص و واحد باشد.
پنج اصل اساسی از اصول مدیریت
- کنترل
- رهبری
- برنامه ریزی
- سازماندهی
- سپردن کارها به افراد
اما تعريف مديريت از ديدگاه اسلام عبارت است از رهبري نيروي انساني و منابع مادي در واحدهاي سازماني براي رسيدن به هدف يا اهداف سـازمان بـه نحـوي كـه كاركنـان از روحيه عالي برخوردار باشند و و رضايت خاطر آنان نيز فراهم گردد.
این در حالیست در قرآن كريم شرايط و اصول مديريت در دو اصل تبيين شده است.
- اصل تعهد و پايبندي به اصول و ارزش ها
- تخصّص و مهارت لازم جهت انجام امور
از سویی با بررسي نامة حضرت علي ـ عليه السّلام ـ به مالك اشتر كه در واقع معرف سيماي كارگزاران نظام اسلامي است، اصول مديريت به نحو زيبايي در آن تبيين شده است که به موردآن اشاره ميكنيم:
- هدف گيري و خط مشي و برنامه ريزي صحيح
- سازماندهي و ايجاد انگيزه
- جذب و به كارگيري نيروهاي صالح و شايسته
- توجه به عوامل و اسباب پيشرفت
مهمترین کارکرد های مدیریت اسلامی
- برنامه ریزی: برنامه ریزی راهی است که برای هدایت فعالیت های حساب شده انسان طراحی شده است.
- سازماندهی: ترکیب و تخصیص افراد و منابع برای انجام دادن کارهای سازمان و تعیین یک ساختار سازمانی مناسب به منظور نظم بخشیدن به فعالیت های کارکنان.
- هدایت و رهبری: انسجام دادن و همسو نمودن فعالیت ها در مسیر هدف نیازمند رهبری است و به همین دلیل اسلام به مقوله رهبری وخصوصیات رهبر توجه خاص داشته و زمامداری را شان اولیاء الهی دانسته است.
- نظارت وکنترل: نظارت بر عملکرد سازمان باعث جلوگیری از انحراف و اتلاف منابع و امکانات می گردد.
- ارزشیابی: تشخیص خوب از بد مستلزم ارزیابی عملکرد بر اساس معیار ها و شاخص های از پیش تعیین شده است. عدم ارزشیابی ونمره گذاری نشانه عدم توجه به موضوع است.